X
تبلیغات
زولا
شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 13:04

برشعله های سگ -نفتی

فصل زیبای خاطرت گل کرد
باغبان گفت:«عشق شیرین است»
- تاکمرگاه هردو بارانی-
فکرکردیم عاشقی این است!

بین این خاطرات دست انداز!!
ذهن خودراسپرده ای تامن
توفراورده های سگ - نفتی
ناگهان میکنی اثربامن

من پرازشعرهای پاییزم
اُخت دیرینه باخزان دارم
زخمهایی به قیمت مردی
دوستانی که دشمنان دارم

توخدایی، به خودتکانی ده
آشنایی بده به من این بار
حرف اول وَ آخرم این است
قسمتم رابه حال خودبگذار

حس رفتن ندارم ازاینجا
مانده ام درحصارناسوتی
این همه از خودم دعا کردم
می رسم کی...؟ به مرگ نالوطی؟!

توخدایی ، بکُش وراحت کن...
خسته ای؟ پینه بسته دستانت؟
بین این جنگهای عشق آلود
یک نفرمانده مرد میدانت!!

من پراز شعر چاله میدانی
توپراز عشق بهترین آدم!
قیمت زن نبودنم چند است؟
قیمت مرد بودنت درهم!

 

...

آرزونوشت:
حالاکه دوست میداری ...

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
شمارنده