X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1395 @ 01:42

زیاد طول نمیکشد
که دلتنگی ات
سربازمیکند
وباز یادت می رود
مردکه گریه نمیکند
وباز
درخودت درد می زایی
چون مادرت
که هیچ کس نتوانست
اززاییدن تو
منصرفش کند!

زیاد طول نمی کشد
ازتوی گهواره ات
به کشتن من
نگاه کنی...
روی این گریه ها یی
که برایمان
نیل نمی شوند!

به من نگاه کن
چون فریضه ی فراموش شده 
در منجلاب دین زدگی...
چون سوختگی خورشید
درجهان دستانت...
ولبهای منجمد شده
از این شعرهای بی رمق...

به من نگاه کن
ازآسمانی نزدیکتر
وعشقی بی جان تر
وشعری
که از هر بوسه ی تونیز
کوتاه تراست.

به من نگاه کن
از پشت پنجره ی رو به ماه ات
از اتاق شب زده ات به خواب
از فرط سینه ی نخبه زادگان شهرت
از بادهای رها شده 
در بین جنگلها
ودشتها
وموهای سرسپرده
به عشق....

توی جادوی دستانت
دارم خودم را
بزرگ می کنم
می کِشم
می روم
خودم را
به جهان جاده ها
به چندمین شماره های قدم زدن
توی احساس سلولهات

به دهمین
وپانزدهمین
واولین رد هجای عشق
در تبلورت...

به نام تو
تمام شدم
از ذهن هیچ کس های جهان...


می شناسی ام؟

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
شمارنده