X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1395 @ 02:33



تومث هوای خوش وتازه ای
یه وق بی بهونه به من میرسی

تواون حس زیبای دوست داشتنی
یه وق عاشقونه به من میرسی

توآوازی از حال اون روزمی
تووو اون گریه های  پرازسوزمی

صدات مث بارون چقدساده بود
چشات شاعرِ شهر غم زاده بود

حالاتو ،منو زخم احساس وشب
غم و گریه و درد کابوس وتب

حالا قصه ی تلخ بی آرزو
دلم بی توخونه، به من می رسی؟!




حال مرا ازخودت بپرس

ازسرخیِ آن چشمهای فسانه سازت...
ازسنگینی آن نگاههای بی واهمه
به فاصله های شرور...

حال مراازابرهای دل نگران
توی هوای دلواپسی ها

حال مرا ازیک دنیا محال
در این همه شعر های بی اثر
بپرس

حال مراازعشق بپرس
من از بادهای گمشده فهمیدم
که چقدر به من نزدیکی!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
شمارنده