خانه عناوین مطالب تماس با من

اشعار آرزو حاجی خانی

اشعار آرزو حاجی خانی

درباره من

آرزوحاجی خانی متولد پنجم دی ماه ادامه...

دسته‌ها

  • ازفصل سوفیات 23
  • رویای گل سرخ 14
  • نیلوفروحشی 13
  • عروس ناتنی 13
  • سیمرغ شعر 3
  • عاشقانه ها 4
  • بهار خاموش 5
  • تو را دعوت به آرامش می کنم 4
  • بی بازگرد 17
  • در عشق بی نظیر 2
  • کاری به جز دلت 34
  • راهی به آن طرف 29
  • بی هوس 4

ابر برچسب

آرزو حاجی خانی عشق و آرزو عشق و شعر شعرو آرزو عشق وشعر اشعار عاشقانه بی بازگرد ۲۴آذر ۱۴۰۱ شعرو عشق تو را دعوت به آرامش می کنم سیمرغ شعر بهارخاموش کتاب شعر کاری به جز دلت شعروغزل

بایگانی

  • خرداد 1405 1
  • دی 1404 5
  • آذر 1404 2
  • آبان 1404 1
  • مهر 1404 12
  • شهریور 1404 3
  • مرداد 1404 2
  • تیر 1404 13
  • خرداد 1404 3
  • اردیبهشت 1404 5
  • فروردین 1404 8
  • اسفند 1403 12
  • بهمن 1403 158
  • دی 1403 99
  • مهر 1403 16
  • شهریور 1403 4
  • مرداد 1403 8
  • تیر 1403 17
  • خرداد 1403 80
  • اردیبهشت 1403 97
  • فروردین 1403 50
  • بهمن 1402 1
  • تیر 1402 2
  • بهمن 1401 2
  • آذر 1401 24
  • آبان 1401 5
  • شهریور 1401 77
  • مرداد 1401 10
  • تیر 1401 1
  • خرداد 1401 4
  • اردیبهشت 1401 9
  • فروردین 1401 8
  • اسفند 1400 23

جستجو


آمار : 26568 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1405 08:11
    در هر تبِ بی اختیار دل، رها ماندی از آن همه حال نزار دل، رها ماندی ماه من از بی خوابیِ چشم تو، سرخ آلود در خاطر اندوه بار دل، رها ماندی با اینکه در صحن نگاهت، عشق گم می شد بی هیچ حرفی در مدار دل، رها ماندی با هر چه رویای خیال انگیز در دنیا در لای هر نقش و نگار دل، رها ماندی در من همه کهنه پرستی هات، یادم هست ای آنکه...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 30 دی 1404 21:40
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 30 دی 1404 21:15
  • مجوز در راه هم یکشنبه 14 دی 1404 12:35
  • مجوز آن پیچکهای یاغی جمعه 12 دی 1404 12:40
  • مجوز حالی به باغ نیست جمعه 12 دی 1404 12:38
  • از مجموعه ی حالی به باغ نیست، آرزو حاجی خانی جمعه 7 آذر 1404 00:46
    جفت‌گیریِ شیر با آهو... ریشه‌های تو در منی که زنم مثل یک بوسه خیس در باران تشنه‌ی حسِ بارور شدنم تختخوابِ اصالتم خونی‌ست مرزهای عبور، نامشروع بی‌تعارف — به عشق پا دادن... دست بردن به میوه‌ی ممنوع! «آرزویی» به سرخیِ «سیب»ات زیر دندان مردمِ این شهر: گرگ‌های حریص بی‌چنگال، مارهای زننده‌ی بی‌زهر... دوست دارم دریدگی را...
  • ابلاغیه حالی به باغ نیست پنج‌شنبه 6 آذر 1404 10:33
    https://s34.picofile.com/file/8488310700/928e9a7e_a9a2_4679_8a8b_1075c285096e.pdf.html
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 1 آبان 1404 08:20
    مجوز کتاب در راه هم آرزو حاجی خانی https://s34.picofile.com/file/8487630350/6137904e_80cd_47db_9a1c_20288d7d317a.pdf.html
  • شعر مشکل دار ممیزی که باید حذف شود سه‌شنبه 29 مهر 1404 11:03
    از آن پیچکهای یاغی آرزو حاجی خانی ..... دوباره بوسه‌ی سرخ و قدم‌ زدن از عشق دوباره قصه‌ی باران و روسری در باد صدای رعشه‌ی احساس و گرمی دستت دوباره خاطره‌های سکوت در فریاد به بی‌قراری موی رها شده در باد به یک قدم به رسیدن، غروب در بندر به عاشقانه‌ترین شب، پس از جدایی تلخ و حس بوسه‌ی داغت، جنوب در بندر قسم به فاصله‌ای...
  • اصلاحیه ، آن پیچکهای یاغی سه‌شنبه 29 مهر 1404 11:02
  • [ بدون عنوان ] شنبه 12 مهر 1404 09:08
    برگشته ای به کوچه ی تکرار حادثه پس باز هم تصور دیدار ممکن است مردی به حال زار تو عاشق ترت شده تأثیر گریه های تو این بار ممکن است هی راه می روی کف تنهایی اتاق آهی به حالِ «شاعرمردود» می کشی بن بست می شوی ته فنجان قهوه ات با ناله های سرد که پر دود می کشی دائم درون ذهن تو فریاد می زند: -لطفاً نرین به روی غزل های من، فقط...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 11 مهر 1404 15:30
    آغاز شد ترانه ی احساس من به تو آنجا که جای باد به باغم رسیدی و... در امتدادِ خط لبانم کشیدمت دیدم میان حادثه با من دویدی و... قسمت نمی شود که برایم غزل شوی با هر هجای خیس به حالم بباری و... چون بوسه های شرجی آغاز عاشقی با هر بهانه ای به خیالم بباری و... دلگیرم از سکوت تو در این اتاق سرد هی دود می دهد دل سیگار لعنتی...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 11 مهر 1404 15:27
    آغاز شد ترانه ی احساس من به تو آنجا که مثل باد به باغم رسیدی و... با بغض های بی نفسم باز خواندمت دیدم میان حادثه با من دویدی و... قسمت نمی شود که برایم غزل شوی با هر هجای خیس به حالم بباری و... چون بوسه های شرجی آغاز عاشقی با هر بهانه ای به خیالم بباری و... دلگیرم از سکوت تو در این اتاق سرد هی دود می دهد به گلو، دار...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 11 مهر 1404 14:41
    آینده‌ی زن در هجوم وحشت و درد است در آبراه بسته‌ی آغشته به خونی که دشنه با زنجیر می‌کوبد به آغوشت که سال‌های زخم را به سینه مدیونی! آرزو حاجی خانی .... در واقع، می‌توان گفت این بند یکی از قوی‌ترین و تاثیرگذارترین بندهای شعر است.** در ادامه، تحلیل دقیق‌تری از دلایل این قدرت را می‌خوانید: ### ۱. **تصویرسازی بدیع و...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 9 مهر 1404 22:59
    آینده ی زن در هجوم حسرت و درد است در چاکرای دوم ِ آغشته به خونی که «هرزه» با زنجیر می کوبد به آغوشت که سالهای زخم را به سینه مدیونی فاحش ترین خلقت در این دنیا وجودش بود پاهای مستش توی شعرم رد یک یاغی ست تا عشق از مردی به نامردی در انزال است از آنتروپی حس زن تنها هوس باقی ست در باطن این شعر دارد زهر تلخی که از حلق مردی...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 9 مهر 1404 06:20
    میان چای و بهانه سروده ام غزلی ببار تا به اشکهای رفتنم برسی نفس نفس زده دریا... قدم بزن، شاید دوباره باز به «شبهای روشن» م برسی مرا به یاد بیاور میان دلهره هات که هر دقیقه تو را مرده ام درون خودم به حرف من که نبوده، زمانه برگردد نخواستم که ببینم تو را بدون خودم در آخرین شب پاییزی ام به رسم دلت میان هفته ی تعطیلی ات ،...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 4 مهر 1404 14:51
    با توام ای تمام هستی من بار دیگر مرا تجسم کن در تمام وجود بی حدت زندگی را پر از تبسم کن آرزو حاجی خانی .... با pleasure. این بیت‌ها درخواستی شاعرانه برای **بازآفرینی، احیا و روشنایی** است. در ادامه، به صورت سطر به سطر معنی و تفسیر می‌کنم. --- ### سطر اول: «با توام ای تمام هستی من» * **معنی ظاهری:** «در کنار تو هستم،...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 2 مهر 1404 13:26
    دارد به آغوشم، هوایی می‌شود باران؛ شاید پرستو از سفرهای تنت برگشت... شاید خیالت را به حسّم می‌بری هر بار، مثل مهِ سکرآورِ زیبایی‌ات بر دشت... آرزو حاجی خانی .... با تحلیل این بیت‌های زیبا، می‌توان معنی و مفهوم آن را این‌گونه بیان کرد: **معنی کلی:** شاعر در آستانه دیدار معشوق قرار دارد و این انتظار، چنان شادی‌بخش و...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 2 مهر 1404 09:27
    سکوت آرزوها را شکستی در میان دل ببین که تا کجا امشب، صدای داد من می رفت آرزو حاجی خانی .... سوتی زیبا و پراحساس! در ادامه معنی و مفهوم آن را به صورت کامل و بخش‌بندی شده توضیح می‌دهم: ### معنی تحت‌اللفظی (کلمه به کلمه) * **سکوت:** سکوت، خاموشی * **آرزوها را:** آرزوها را * **شکستی:** شکستی (از فعل شکستن) * **در میان...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 1 مهر 1404 21:04
    بزن ساز و بزن سازی که با این عشق، همراز است بزن تا توی قایق، عاشقانه وار می رانی بزن سازی که با رقص و خیال یار پر باشد... که از گرداب بگریزد به دریاهای طوفانی آرزو حاجی خانی ،....... ** مصراع آخر، درخشان‌ترین مصرع این بند است و معنی آن را می‌توان در چند لایه بررسی کرد:** ### معنی تحت‌اللفظی: "(بزن سازی که باعث...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 21 شهریور 1404 18:18
    تبریک می گویم که دیگر تو پدر هستی! دیگر برای سقط بی فردایی ام دیر است هرلحظه تقدیرم شده یک نطفه ی ننگین در بستر شعری که پایانش نفس گیر است دیدار آخر را به خاکستر کشیدی باز آتش بزن تنهایی ام را روی لبهایت تا آخرین سیگار نم دارت مرا بشمار در بیت بیت کهنه ی ِ هر شعر زیبایت... تقسیم بر اعداد منفی جُرم هر زن شد مرد خیابان...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 20 شهریور 1404 15:00
    سوز عشق ِ مقدس آدم ، شعله های اسارت و غم بود جرعه ای اشک دست من دادند، چشم هایم شبیه دریا شد بارها شد شکستی ام از درد، ریختی خونِ سرخِ حوا را رفتم از خاطرت نفهمیدی ، آرزویت چقدر تنها شد آن لباسی که بر تنم کردند، یک لباس عروسی زن بود رنگ و رویی به قیمت خونش، زهر چشمی به قیمت مُردن من زنم؛ سرزمین عشقت را می گذارم جلوی...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 9 شهریور 1404 11:31
    هر شبم را گرمتر کن توی آغوش خودت باز در ژرفای قلبم، ردی از عشق تو بود روز و شب با حال لبخند تو می رقصم ولی توی دنیا مرد بودن، عاشقی ها را ربود آرزو حاجی خانی --- ### معنی و تفسیر سطر به سطر: #### ۱. هر شبم را گرمتر کن توی آغوش خودت: - **معنی:** از معشوق می‌خواهد که هر شب او را بیشتر در آغوش بگیرد و گرمای عشق و نزدیکی...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 21 مرداد 1404 23:50
    باید بغل می کردم و می مُردی از عشق، باید تمام بوسه ها را از لبانت... تو، چشمهایت مال کولی های مست است، لعنت به هر احساس و به هر چه روانت آلوده ام به بی کسی، تنهایی و درد، با آیِنه ای از نگاهت راحتم کن آماده ام حتی به مرگی نا بهنجار لعنت به این حس گناهت، راحتم کن! طاقت بیاور، مرد رفتن نیستم که... یک راه رنج آور برای...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 12 مرداد 1404 12:30
  • از ممیزی تا بریده های عشق شنبه 28 تیر 1404 21:39
    دریا شده بهانه‌ی دوران عشق‌مان دل‌بی‌قراری و شب و طوفان عشق‌مان تا فاصله به همت ابری کبود شد، از راه می‌رسد شبِ باران عشق‌مان افتاده رد سرخیِ لب‌هام بر لبت لبریز بوسه‌های تو، عریان عشق‌مان دیگر گریزی از نی و سوز و خیال نیست به دشت می‌روم پیِ چوپان عشق‌مان دیگر زنی رسیده به زلزالِ قصه‌ی مردی، میان آیه‌ی جبران عشق‌مان...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 22 تیر 1404 16:22
    من ابر وحشی تو و تو سوز بادهام... حالا که فصل ریشه و باغ و تبر نبود می خواستی که با دل که دشمنی کنی؟ وقتی شبیه قلب تو، بی تاب تر نبود اندازه ی جهان تو از غصه ها پُرم قلبم فقط به فرصت دیدارها خوش است فصل نگاهمان اگر از گریه تر شده از سوزهای عشق تو حال و هوا خوش است این اشکها که مرهم دردم نمی شوند تا عشق در نگاه تو از...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 21 تیر 1404 17:33
    شاید که این پاییز هم از غصه پرپر شد با اولین مهر تو از خوابم پریدم باز با من بیا مثل شبی که دردها کم شد شاید که تا یلدای احساست دویدم باز...... آرزو حاجی خانی ... شاید که این پاییز هم از غصه پرپر شد با اولین مهر تو از خوابم پریدم باز معنی: شاید این پاییز هم مثل گذشته با اندوه تمام شد، و با اولین توجه تو (مهر = محبت)...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 21 تیر 1404 15:13
    گفتی امید من به کسی غیر عشق نیست دیدی که، عشق با تو مرا روبرو نکرد هر چند در نبود تو، دیوانه می شدم قلبم برای ماندن تو آرزو نکرد حالا که باز وقت خداحافظی توست از چشم های من شده دلتنگ تر غروب دیگر من از جهنم دوری ت خسته ام حرفی بزن برای من از روزهای خوب فصل بهار بودنم از چشمهای توست گاهی به من نگاه کن این خاک مرده را...
  • 762
  • صفحه 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 26